حال، کفاره، بکیر، بیکار
از معنی خسته شدم. زرت و پرت اضافیه دیگه. دور برت چی چی معنی داره یا منطقیه که تو بخوای باشی؟ تا حالام اداشو در آوردی هی خواستی بگی آره مام بععععله. حالا منظورت چی بوده و کجارو تونستی بگیری دیگه بمونه. منتها هم سر منو در درد آوردی هم وقت اونو تلف کردی. حالام اون حافظ و ونه گات رو رفتی ازتو قبر در آوردی گذاشتیشون بغل نون سنگک داری سق میزنیشون که چی؟ بز اگه انقدر کاغذ خورده بود تا حالا از اونورش چاپخونه راه افتاده بود منتها معلوم نیس تو چه جوری دمت گرمه که دو تا خط هم بیرون نمیدی. راستی امروز حسابی بالام. البته من قدم بلنده ولی امروز خیلی بالام. مرسی و با تشکر از اونایی که اون عقب نشستن و با اینکه نمیشنون دارن دست میزنن که چیزی نشنون. من شنیدم ایشالله اوسا کریم فرا متهجرت هم بشنفه که نگی خیلی تنهاس و حوصله اش سر رفته و داره با سرنوشت امثال من یه قل دو قل بازی میکنه و سر شیطان رو کلاه میذاره. از این کله داغیاش بگذریم و چشمو رو هم بذارم، خدام آدم نجیبیه منتها او را چه چاره با بخت گمراه. تیغ ماهی که سهله اگه ژیلت هم بباره مرا به خیر او امید نیس شر برسان که گاس اعتیاد شده واسمون لامصب.

امروز فاجعه به جهان تحمیل می شود
کسی نیست بگوید (( تولدت مبارک ))
دلم می گیرد یاد بانو می افتم که هنوز می گوید (( تولدت مبارک ))
سرم را روی زانوهایم می گذارم ... می گویم هی می گویم :
بی خیال ... بی خیال ... توهم بازی
اثر کیومرث (http://www.Avansen.blogfa.com/post-22.aspx)
نوید هم انقدر بلاگش بالا نیومد که بلاگ قبلیشو (نابود) منتقل کرد به بلاگ دروغhttp://www.doruq.blogfa.com/
البته من با نابودی بیشتر حال میکنم تا دروغ و یه جورایی تو نسبیت هایزنبرگیش این دروغه که به نابودی منجر میشه نه بر عکس ولی خوب چه میشه کرد دیگه؟! نوید ثابت کردعکس قضیه طالس معتبر تر از خود اصل حماره و نابود رو به دروغ تبدیل نمود. بهر حال هر جا هستی موفق باشی فرا فکن ساختار شکن.
جهان ما
به دو چیز زنده است
اولی شاعر
و دومی شاعر
و شما
هر دو را کشتید
اول : خسرو گلسرخی را
دوم : خسرو گلسرخی را
این یکی از شعر ها بود که اون روز خونده شد. خیلی های دیگه هم بودن که من دوستشون داشتم.... اول از همه هوشنگ گلشیری....م.آزاد...دلکش.....بنان....گل نراقی و یک نفر که من نه ولی شما دوستش دارین: آغاسی ![]()
برای دیدن عکس ها به اینجا مراجعه نمایید.
http://danny2.blogfa.com/post-16.aspx
در راه بازگشت از کرج هم دم مترو 45 متری بطور کاملا اتفاقی کیومرث رفیق شفیق جیگرم رو دیدم که مث اینکه اومده کرج زندگی میکنه. به بلاگش حتما سر بزنین من شعراشو (البته بعضی هاشو دوست دارم): http://avansen.blogfa.com

اولین چیزایی که تو اصفهان به چشم میخوره یکی تمیزی و خوش ساخت بودن شهره و دیگری هم مودب بودن کافی شاپ دارها و هتل دارهاست(که بی ربط به داشتن روحیه بالای کاسبی مردم این شهر نیس) و بهرحال جزء مزیت های اصفهانه. راستی چند تا از دوستای قدیمی رو دیدم و چند تا دوست جدید پیدا کردم.
نژلا (mikhakesefid.blogfa.com) و دوستش یاسمن (jasmina23.persianblog.com) رو هم دیدم که کلی خوشحالم کردن. هر جا هستن خوش باشن.
این دوتا جا رو هم حتما سر بزنین: یکی کافی شاپ کابوکی تو جلفا و دیگری هم یه ساندیچی هست به اسم آرابو که دست ارمنی هاس(حتما سالامی هاش رو امتحان کنین
) رستوران هتل شاه عباس روهم نمیگم چون حتما خودتون میرین!
بگذریم.........حالا که برگشتم تهران و دوباره استرسی که چند روز ازش دور بودم و حسابی دلم هواشو کرده بود رو تجربه میکنم و از اون آرامش مضحک دیگه خبری نیست. پس الحمدلله....
جا همتون خالی... فعلا
امروز احتمالا آخرین روز رفتنم به سر کارمه. باید یواش یواش از این کامپیوتری که پشتش نشستم وکلی با هم خاطره داریم خدافظی کنم. میدونین تایپ سریع انگلیسی رو پشت همین لامصب یاد گرفتم. کلی با هم حرف زدیم. کلی با هم یواشکی اینترنت گردی کردیم. اوه.......
باید از اتاقم هم خدافظی کنم. درسته کوچیک بود ولی خوب حریم خصوصی داشت حسابی هم تو این روزای گرم خنک بود.
آها میزم جا خودکاریم و تلفنم چه قدر باهاش این ور اونور زنگ زدم چقدر با هندی ها زر زدم.
یه نامه هم زدم به مدیر عامال که اگه شد بصورت ساعتی بکنن قراردادم رو.
دیروز هم استاد مشاورم رو دیدم میخواست جرم بده. سه ماه بود که ندیده بودمش. کلی غر زد آخرشم گفت یه گزارش کامل از کارایی که تا حالا کردی رو بده بهم ببینم دو درم می کنی یا نه.
آقا بدبختی یکی دو تا نیس. تا ببینیم میتونیم تا آخر پاییز دفاع کنیم یا نه.....