تبليغاتX
غم خاطره - شتاب انتها یا آخرش من تو یه روز بارونی میمیرم. مگه نه؟
زندگی توهمی است از خاطراتی که نداری...

 

این روزها سیگارمو نصفه میندازم که بعدی رو زودتر بتونم روشن کنم. 

در آوار خونين گرگ و ميش ديگر گونه مردي آنك

كه خاك را سبز ميخواست...

احمد جان شرمنده دير شد....هشتاد و سومين تولدت هم مبارك پيرمرد.

ماچم رو لپت.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 0:46  توسط هامان  |